تبليغاتX
وبلاگ گروهی مدیریت بازرگانی دانشگاه شاهد
وبلاگ گروهی مدیریت بازرگانی دانشگاه شاهد
 
نوشته شده در تاريخ 88/04/27 توسط علی اسلامی فرد |
بچه ها شرمنده طی دو روز اخیر اشتباها نظر سنجی و شمارنده وبلاگ حذف شده بود.

با عرض پوزش لطفا تا دو روز دیگه یعنی تا پایان روز پنج شنبه نظر سنجی رو ادامه بدید.

نتایج پایانی به همراه تحلیل نتایج روز جمعه اعلام میشه. موفق باشید.

نوشته شده در تاريخ 88/04/27 توسط علی اسلامی فرد |
از اونجایی که بچه ها تو وبلاگ در دسترس تر از بیرون اند گفتم اینجا بگم شاید بهتر باشه اقا فیلم و کلیپ های چیتگرو پارک طالقانی اماده است کسی نمیخواد بگیره؟!!!

من کلیپ های پارک  طالقانیو به خانم سبزواری دادم البته اگه خانم کیانی بقیه کلیپ ها رو با عکس هارو بیاره یه جا باشه کامل تره.

از دست ندید خیلی قشنگ شده. یادگاریه خوبیه.

نوشته شده در تاريخ 88/04/24 توسط بهزاد بافکار |

قسمت دوم داستان فریدون فراغت رو گذاشتم. هر کس بخونه و نظر نده نامرده!!!  

ضمنا اگر تو نظر سنجی محبوب ترین عضو کلاس همه به من رای ندید از گذاشتن قسمت های بعد داستان معذورم!



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 88/04/22 توسط علی اسلامی فرد |

عرض سلام خدمت تمامی دوستان بازرگانی

تابستان خوبی داشته باشید دردانه های بابا بیگی

دو تا مطلب : اولندش قالبو حال کردی یا نه ؟ پس زمینه وبلاگ رو هر هفته عوض میکنیم تنوعی باشه.

دومندش: نظر سنجیه گوشه سمت راست وبلاگو نگاهی بندازید اگه از قلم افتادگی داره یا اجحافی شد بفرمایید اصلاح کنیم .  

نوشته شده در تاريخ 88/04/17 توسط جابر ساریخانی |

 

امیدوارم که همه بچه ها با قرار سیاوش موافق باشن و روش وایسن.....

در ضمن کسایی که قالب طراحی می کنن یه قالب توپ برای این وبلاگ بسازن...

نوشته شده در تاريخ 88/04/09 توسط سیاوش غلامرضایی |
سلام امروز اول به همه ی پسرا به خاطر کم شدن دوره ی سربازی

 برای لیسانس 12 ماه تبریک میگم بعد یه ایده میدم اولا برای

عروسی هامون که انشا الله همه خوشبخت شن همدیگرو دعوت

کنیم ثانیا در تاریخ 9/9/1399 ساعت 9 صبح پارک طالقانی همون

جایی که دیروز رفته بودیم پیک نیک گفتم بودیم چون منم اون جا

بودم هرچند خودم نبودم یا جلوی دانشگاه شاهد

لطفا نظراتون درباره بودن این قرار یا نبودنش و نیز مکانش بیان کنید

در ضمن آوردن همسر و فرزند اجباری است

نوشته شده در تاريخ 88/04/09 توسط بهزاد بافکار |

در کنار هم روزای بد زیاد داشتیم. روزایی که شاید هم دیگرو زیاد نمی شناختیم و یا به عبارت دیگه خوب نمی شناختیم. و همین باعث شد تا نسبت به هم ذهنیت های بدی داشته باشیم. این ذهنیت های اشتباه بود که بین بچه ها فاصله انداخت. تا جایی که حتی این رابطه ها به جنگ(!) تشبیه شد. که حالا یکی از پیروزیش بر یکی دیگه یاد کنه!! هر چند همه ی ما در حد خودمون در تداوم این روزای بد نقش داشتیم. اما در کنارش افسوس می خوردیم. افسوس اینکه می شد روزای بهتری باشن. نه اینکه همش بد بود. بلکه می شد "بهتر" باشه.

اتفاقی که امروز افتاد‌‌‌‌ احتمالا ذهنیت خیلی از ما رو عوض کرد. اتفاقی که ای کاش زودتر از این ها می افتاد. زودتر اتفاق می افتاد تا همون "روزهای بهتر" شکل می گرفت. با این حال تصمیم علی برای قرار امروز و نگاه الهام سبزواری وقت خداحافظی از بچه ها بهمون نشون داد که چقدر راحت میشه تصورات اشتباهمون از هم دیگرو تغییر داد. نشون داد که "تحمل جدایی بینمون سخته". حتی اگه بعضیا جور دیگه تظاهر کنن . حتی اگه تنها نقطه اشتراکمون رشته و دانشگامون باشه!

به هر حال امروز برای من خوب بود. و تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که این وبلاگو فعال نگه دارم تا حداقل جایی باشه که از هم یادی کنیم.....

(انگار تعداد نظرات ثبت نمی شه. ولی شما نظرتونو بدید. خود کامنت هست. حتی اگر تعدادش نباشه!!)

نوشته شده در تاريخ 88/04/07 توسط بهزاد بافکار |
الان که من این مطلب رو می نویسم هنوز تاریخ دقیق جشن فارغ التحصیلی مشخص نشده. به هر حال از من خواسته شد متن کوتاهی برای این جشن بنویسم.

مقدمه ی کوتاهی نوشتم که اونو اینجا میارم. تا هم نظرات شما رو درباره این مقدمه بدونم. هم اینکه هر نظری برای نوشتن ادامه ی این متن دارید برام بگید: که پیشنهاد شما برای ادامه ی این متن چیه؟

اینجوری فکر کنم موفق تر باشیم. ممنون.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 88/04/03 توسط بهزاد بافکار |

اونایی که روز بعد از انتخابات خوشحال بودن، حالا باید زار بزنن!

نه به حال مردم. به حال خودشون که بقیه ی عمرشون باید تلاش کنن تا بتونن با وجدانشون کنار بیان!!

http://www.nedaa.sub.ir/

درباره وبلاگ
آخرين مطالب
آرشيو
نويسندگان
پيوند ها
Blog Skin