تبليغاتX
وبلاگ گروهی مدیریت بازرگانی دانشگاه شاهد
وبلاگ گروهی مدیریت بازرگانی دانشگاه شاهد
 
نوشته شده در تاريخ 87/12/13 توسط جابر ساریخانی |
کی دنبال کارای جشنه.  

ما که گفتیم ۱ اسفند بگیریم گفتید نه!

حالا قراره کی جشن بگیرید!!!!

مارو هم دعوت میکنید!!

راستی اونایی که با دکتر بیگی نیا کلاس دارن چه روزیه؟ آخه منم کلاس دارم ولی نمیدونم چه روز و چه ساعتی هست.. منم خبر کنید...

 

آخه نامردا!!!! نباید یکیتون یه زنگ بزنه بگه جابر مردی زنده ای!!!!

راستی ۳۰ اسفند یادتون نره.... منتظر همتون هستم... مثل سری قبل نشه این بگه اون گفت نریم. اون یکی بگه عقد خواهرم بود. اون یکی بگه بلیط گیرم نیومد.

نوشته شده در تاريخ 87/12/09 توسط مهدی دانیالی فر |

رویداد اول: چهارم دیماه

1331

 

یك هواپیمای شركت هواپیمایی ایران كه از شیراز و اصفهان به تهران می آمد، در نزدیكی فرودگاه مهرآباد هنگام كم كردن ارتفاع برای نشستن سقوط كرد و همه مسافران و سرنشینان آن جز دو تن( حسین عدل رئیس شركت تلفن شیراز و مهندس خزاینی ) كشته شدند

 نكته جالب و قابل تامل در این سانحه زنده ماندن و سلامت كامل این دو تن از میان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن یك بسته بسیار بزرگ پر از اسكناس بود كه با این هواپیما حمل می شد . این بسته پس از برخورد هواپیما به زمین از داخل آن بیرون افتاده، بازشده و اسكناسها سطح بیانان ( چند قدمی جاده جنوبی پر رفت و آمد كرج ـ تهران ) را تا مسافتی دور پوشانده بود

صدها نفر كسانی كه به كمك و یا تماشا آمده بودند و عموما از كارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتی یك قطعه اسكناس را برای خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجی گفته بودند كه تصاحب به ناحق مال دیگران، دولت و یا شخص ، حرام است و باعث ناراحتی وجدان می شود و ما تنها به دسترنج خود قانع هستیم . این خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند كه سانحه پرتلفات هوایی تهران  ، منش ویژه و بزرگواری ایرانیان را یك بار دیگر به ثبوت رساند و اگر در كشوری دیگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتی یك قطعه اسكناس را باقی نمی گذاشتند و برای تصاحب آنها هجوم می بردند و با هم مسابقه مي گذاشتند

 

و اما:

 در پی تصادف ماشین حامل پول در فیروزکوه و سرقت پول های بانک در سال گذشته :

 

 بازپرس جنایی گفت: چند نفر از مسافران که قصد کمک به مجروحان خودروی حامل پول بانک را داشتند، با مشاهده پول های موجود که پس از تصادف در اتاقک خودرو پخش شده بود، به یکباره وظیفه انسانی خود را فراموش کردند و با سرقت مقادیری از چک های مسافرتی متعلق به بانک بدون آن که به مجروحان حادثه کمک کنند، بار دیگر سوار اتوبوس شدند و محل را ترک کردند

با شکایت و پیگیری بازپرس توکلی افزود: به دنبال این ماجرا، ماموران امدادی با حضور در محل ، امدادرسانی به حادثه دیدگان را آغاز کردند و راننده خودروی پراید بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. برادر جوان فوت شده  ،پس از این حادثه عنوان کرد: برادرم پس از تصادف و در آخرین لحظات عمرش در تماس تلفنی گفت: میان صندلی و فرمان خودرو گرفتار شده است و مسافران اتوبوس را مشاهده می کند که برای کمک پیاده شده اند، اما به جای کمک به او سراغ خودروی بانک می روند.

( با تشکر  از جناب آقای دکتر بیگی نیا )

نوشته شده در تاريخ 87/12/03 توسط محمد نیکدل |
 

درود برهمه دوستان عزیز . امروز که داشتم میرفتم دانشگاه یه دفعه طبعم گل کرد و یه شعر گفتم راجع به برو بچز کلاس . دیدم بازرشعر و شاعری داغه گفتم شعرمو بذارم تو وبلاگ بچه ها هم بخونن حال کنن و حظ ببرن (چه از خودراضی!!!!!!)

خواهشا بخونید و نظر بدید

خواهشا به خواهشا قبلی گوش کنید

خواهشا به خواهشا قبلی گوش کنید

خواهشا .......

شعر در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
درباره وبلاگ
آخرين مطالب
آرشيو
نويسندگان
پيوند ها
Blog Skin