|
وبلاگ گروهی مدیریت بازرگانی دانشگاه شاهد
پاشین ، پاشین که شروع شد . دوباره یه مهمونی بزرگ و خیلی لذت بخش.
پاشین که دوباره صاحبخونه خودش داره صدامون میکنه . اما ...
«خدایا شکرت که دوباره فرصت درک مهمونیت رو بهم دادی.شکرت که باز هم
من گناهکار ، روسیاه ، بی شرم و.... رو از جمعیت مهمونهات بیرون نکردی .
تو چقدر مهربونی و من چقدر نمک نشناس . تو به من خیلی خیلی خیلی ....
بیشتر از حقم نعمت دادی . ببخشید اصلا حقی در کار نبوده .من چه حقی داشتم؟
هیچی . اما من تا تونستم و می تونم ناسپاسی کردم .تا می شد در حق نعمتهات
اسراف کردم .چشم دادی تا نعمتهات رو ببینم ، تا زیباییهای دنیا رو ببینم و...
اما من با اون چیزهایی رو که از دیدنشون منعم کرده بودی دیدم ، به چیزهایی
نگاه کردم که اصلا ارزش دیدن نداشتن و... زبون دادی که باهاش مناجات کنم ،
خوب حرف بزنم و... اما من حرفهایی که اصلا در حد یه آدم نبود رو به زبون
آوردم و... و خیلی از نعمتهای دیگه که قابل شمارش نیست و همچنین گناههایی
که من با این نعمتها انجام دادم . اما ... تو هر دفعه از کنار کارهام گذشتی و این
نعمتها رو از من نگرفتی و من هر بار جسورتر شدم .ببخش منو . ببخش . ببخش
فرصت بده بمن تا شاید ... چی بگم . زبونم بند اومده و تو نوشتن هم کم آوردم .
خودت از دلم خبر داری. پس با فضل خودت با من رفتار کن نه با عدلت. آمین »
حلول ماه رمضان مبارک
87/06/12 :: 6:11 :: نويسنده : محمد نیکدل
آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||