|
وبلاگ گروهی مدیریت بازرگانی دانشگاه شاهد
در باره اینکه بروبچس صنعتی در حال مهاجرت به بازرگانیند نظر بدین و اینکه چه کار کنیم که کلاس شلوغ نشه .
آخرین متقاضی سعید اسماعیل زاده س بعلاوه اونایی که آخر ترم بحث اومدنشون بود. خدا عاقبت ما رو ختم به خیر کنه. 86/05/04 :: 18:30 :: نويسنده : مهدی دانیالی فر
سلام به همه ی همکلاسی ها.. امیدوارم تابستون خوبیو در حال گذروندن باشید.. خوبه که تو این ایام هم به وبلاگ سر میزنید... و تعداد بازدید کننده ها تقریبا مثل ایام قبل از تعطیلات هستش.. با تعدادی از بچه ها تماس داشتم حاشون خوب بود امیدوارم بقیه هم کلاسی ها هم حالشون خوب باشه..
این مطلبو خوندم به نظرم جالب بود برای شما هم گذاشتم که بخونید و لذت عظما رو ببرید:
كنكور = گذرگاه كاماندارا قبول شدن در دانشگاه = صعود دوران دانشجویی = سالهای دورازخانه خوابگاه دانشجويي = اجاره نشینان امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي امتحان پايان ترم = آوار ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها شاگرد ممتاز= پرنده ی کوچک خوشبختی مسئولين دانشگاه = اویل استادان = این گروه خشن رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي اشپزخانه = خانه عنكبوت پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر دانشجوي ا خراجي = دیوانه ای از قفس پرید واحد گرفتن = جدال بیهوده مدرك گرفتن = پرواز بر فراز کوهها پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ مرگ استادها = جلادها هم ميميرند محوطه ی چمن دانشگاه =حريم مهرورزي استاد راهنما = مرد نامرئي كمك هزينه = بر باد رفته درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم پشت کنکوری ها = بینوایان اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت تقلب در امتحان = تنها راه نجات يادگيري = رفتن به قله قاف دانشجوي معترض = پسر شجاع انصراف = فرار از كولاك تصحیح ورقه امتحان = انتقام نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ شاگرد اول = مرد 6میليون دلاري هيئت علمي= سامورایی ها رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین دعوای دانشجویان = جنگ جهانی اول معاون اموزش = دزد دريايي برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین 86/05/01 :: 0:39 :: نويسنده : جابر ساریخانی
آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||